پایان مجمع بين‌المللي استادان زبان و ادبيات فارسي

انتشار: 2009-01-18

زبان فارسي در طول تاريخ پرنشيب و فراز ايران‌زمين نقش چشم‌گيري در زبان و فرهنگ ملت‌هاي ديگر داشته است. بررسي وام‌واژه‌هاي ايراني در زبان‌هاي يوناني، عربي، تركي، ارمني، چيني، و زبان‌هاي گوناگون اروپايي نشان مي‌دهد كه ايرانيان در هر زمان، به گونه‌اي فرهنگ و تمدن خود را با ابزار زبان به ملت‌هاي ديگر انتقال مي‌دادند و زبان‌هاي ايراني، عاملي پايدار در ايجاد پيوند و يگانگي و ابزاري ارزش‌مند در تعامل فرهنگي ميان ايرانيان و ديگر تمدن‌هاي بزرگ بوده‌اند.

با اعلام راه‌اندازي پايگاه اينترنتي استادان زبان فارسي،

مجمع بين‌المللي استادان زبان و ادبيات فارسي پايان يافت

دومين و آخرين روز از ششمين مجمع بين‌المللي استادان زبان و ادبيات فارسي روز گذشته (پنجشنبه، 26 دي‌ماه) در تالار علامه اميني دانشگاه تهران برگزار شد.

به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در نشست صبح با عنوان «زبان و ادبيات تطبيقي» به رياست اسماعيل آذر و عباس صباغ از سوريه، غلام اكبر از هندوستان، غلام محمد از پاكستان، شميم بانو از بنگلادش و احمد تميم‌داري، پس از شعرخواني مصطفي رحماندوست، محمود جعفري ‌دهقي مقاله‌اش را با عنوان «تأثير زبان‌هاي ايراني بر زبان ديگر ملل» ارائه كرد و گفت: زبان فارسي در طول تاريخ پرنشيب و فراز ايران‌زمين نقش چشم‌گيري در زبان و فرهنگ ملت‌هاي ديگر داشته است. بررسي وام‌واژه‌هاي ايراني در زبان‌هاي يوناني، عربي، تركي، ارمني، چيني، و زبان‌هاي گوناگون اروپايي نشان مي‌دهد كه ايرانيان در هر زمان، به گونه‌اي فرهنگ و تمدن خود را با ابزار زبان به ملت‌هاي ديگر انتقال مي‌دادند و زبان‌هاي ايراني، عاملي پايدار در ايجاد پيوند و يگانگي و ابزاري ارزش‌مند در تعامل فرهنگي ميان ايرانيان و ديگر تمدن‌هاي بزرگ بوده‌اند.

او در ادامه يادآور شد: بدين ترتيب، در عصر هخامنشي كه قلمرو امپراتوري ايران به نيمي از اروپا، آسيا و بخشي از سرزمين‌هاي آفريقايي گسترده شده بود، زبان فارسي باستان در كنار زبان آرامي سلطنتي عامل اصلي ارتباط فرهنگي ايرانيان با مردم ميان رودان،‌ آسياي صغير، مصر، يونان و ملل ديگر بود. همچنين وجود وام‌واژه‌هاي فارسي باستان در زبان‌هاي ساكنين آن سامان، مؤيد ارتباط فرهنگي مذكور است كه براي نمونه بايد به وام‌واژه هاي فارسي باستان در متون عهد عتيق اشاره كرد.

جعفري‌ دهقي يادآور شد: بررسي واژه‌هاي فارسي باستان بازمانده در كتيبه‌ها و متون بابلي، در زمينه‌هاي اداري، مالي، كشاورزي، حقوقي ديني و غيره نشان‌دهنده‌ي ارتباط فرهنگي عميق ميان ايران عصر هخامنشي و بابل است. همچنين صدها وام‌واژه‌ي ديگر در كتيبه‌ها و اسناد بابلي موجود است كه همگي نشان‌دهنده‌ي نفوذ زبان‌ها و فرهنگ و تمدن ايراني در ميان اين سرزمين است.

او در پايان افزود: معتقدم با معرفي و بررسي زبان‌شناسي و ريشه‌شناسي برخي وام‌واژه‌هاي ايراني در زبان‌هاي بابلي، عبري، يوناني، ارمني، عربي، هندي، چيني، تركي و پاره‌اي از زبان‌هاي اروپايي، نقش پراهميت زبان‌هاي ايراني در زبان ملل ديگر و تاثير آن در تعامل فرهنگي ايرانيان با ساير ملت‌ها،‌ معلوم مي‌شود.

در ادامه مارينا كامنوا از روسيه مقاله‌اي با عنوان «تاثير و ارتباط متقابل زبان فارسي و روسي» ارائه كرد و توضيح داد: هيچ زباني نيست كه از زبان‌هاي ديگر مجزا باشد. زبان‌ها با يكديگر هم‌زيستي دارند و بر هم تاثير مي‌گذارند. زبان‌هاي فارسي و روسي نيز تحت تأثير اين جريان قرار دارند و در چارچوب نظريه‌ي گفت‌وگوي تمدن‌ها و بر طبق آن عمل مي‌كنند.

او افزود: نظريه‌ي گفت‌وگوي تمدن‌ها موضع نسبتا محكمي را چه در مقياس بين‌المللي و چه در مقياس انفرادي در هر كشوري و از جمله در ايران و روسيه به دست آورده است. اين نظريه‌ي ايراني كه بنيان‌گذارش سيدمحمد خاتمي - رييس جمهور سابق ايران است - گفت‌وگوي تمدن‌ها را از موثرترين راه‌هاي ايجاد جهان نمونه‌ي معاصر مي‌داند كه در آن احترام متقابل به فرهنگ و تمدن و سنت‌هاي معنوي ملل مختلف در اولويت قرار دارد. سابقه‌ي روابط فرهنگي ايران و روسيه به قرن‌هاي پيش مي‌رسد و ارتباط زباني دو كشور نيز سنتي ديرينه دارد كه همچنان رو به توسعه است.

كامنوا گفت: اين مسأله را مي‌توان از دو نقطه ‌نظر بررسي كرد: يكي از نظر تقابل و ارتباط زبان‌هاي فارسي و روسي و ديگري از ديدگاه گفت‌وگوي فرهنگ‌ها و توسعه‌ي جامعه. مطالعه‌ي منظم زبان‌هاي ايراني، از جمله زبان فارسي،‌ در دانشگاه‌هاي روسيه از نيمه‌ي اول قرن 19 ميلادي شروع شد و اين زماني بود كه ايران‌شناسي به عنوان علمي جامع كه تاريخ، اقتصاد، زبان‌ها، ادبيات و فرهنگ مادي و معنوي ملل فارسي‌زبان را بررسي مي‌كرد، نخستين گام‌هاي خود را در سرزمين روسيه برمي‌داشت.

او متذكر شد: بايد يادآوري كرد كه پيدايش علاقه به زبان فارسي به دوره‌اي فراتر يعني به نيمه‌ي اول قرن 18 ميلادي و زمان پادشاهي پطر كبير مي‌رسد. تدريس زبان‌هاي شرقي، از جمله زبان فارسي، در دانشگاه‌هاي روسيه از اوايل قرن 19 ميلادي شروع شده و تا امروز ادامه دارد. در زمينه ي زبان و ادبيات روسي، دانشگاه تهران، مركز فعاليت‌ها به شمار مي‌رود و در دانشگاه‌هاي اصفهان و مشهد نيز متخصصان اين رشته مشغول به كارند. بر اساس تصميم شوراي عالي آموزش، زبان روسي در رديف زبان‌هاي اسپانيايي و ايتاليايي در مدارس ايران تدريس خواهد شد؛ در حالي‌كه در گذشته، دانش‌آموزان ايراني تنها زبان‌هاي انگليسي، آلماني يا فرانسه را مي‌آموختند.

اين پژوهش‌گر روسي يادآور شد: براي بررسي ارتباط زبان فارسي و روسي، قبل از همه بايد تاريخچه‌ي لغات متأخر را مورد نظر قرار دهيم. هر دو زبان در جريان رشد تاريخي خود از بسياري زبان‌هاي ديگر تأثيرپذير بوده‌اند و همواره كلمات خارجي وارد گنجينه‌ي لغات آن‌ها شده است؛ در نتيجه هم در زبان فارسي، كلمات روسي وجود دارد و هم در زبان روسي مي‌توان كلمات فارسي را يافت. در نتيجه، مي‌توان گفت كه تأثير و ارتباط متقابل فرهنگ‌هاي دو كشور به بسط و توسعه، تحكيم و تعميق روابط آينده‌ي جمهوري اسلامي ايران و روسيه در زمينه‌هاي مختلف و همچنين به ورود اين روابط به دوره‌ي جديدي از رشد كيفي كمك مي‌كنند.

بسام علي ربابعه از اردن ديگر سخنراني بود كه در مقاله‌اي با عنوان «تأثير انديشه‌هاي خيام بر شاعر اردني؛ تيسير سبول»، گفت: تيسير از اديبان و فرهيختگان اردني بود كه گزيده‌ي از رباعيات خيام را به عربي برگرداند؛ هرچند شهرت او در محافل ادبي به سبب رمان‌هاي اوست؛ اما او روشنفكر، شاعر و مترجم نيز هست و در سال 1970 ميلادي گزيده‌اي از رباعيات خيام را بر پايه‌ي ترجمه‌ي انگليسي فيتز جرالد به عربي برگرداند و آن‌را در نشريه‌هايي در اردن منتشر كرد. سپس ترجمه‌ي اين رباعيات در آثار كامل شاعر با عنوان «خياميات» به چاپ رسيد.

او گفت: سبول در سال‌هاي واپسين عمر، گرايش‌هاي خيام‌گونه‌اي يافت. او تحت تأثير انديشه‌هاي فلسفي خيام درباره‌ي زندگي و مرگ، آفرينش و وجود،‌ فنا و ناپايداري، قرار گرفت؛ از زندگي دل‌زده و دچار يأس و افسردگي شد.

به گزارش ايسنا، «تأثير سعدي بر امرسن؛ شاعر تعالي‌گراي قرن نوزدهم» نيز عنوان مقاله‌ي عليرضا انوشيرواني بود، كه در توضيحاتي گفت: اين نوشتار بر اساس روش‌هاي تحقيق در مطالعات تأثيرات ادبي،‌ به سه بخش تقسيم شده است: بخش اول، به وسيله و واسطه‌ي اين تأثير، يعني ترجمه مي‌پردازد. بخش دوم به تبيين بستر فرهنگي و فلسفي، يا به بيان ديگر، آن‌چه كه موجب پذيرش سعدي نزد امرسن شد، مي پردازد. اين بخش به دو قسمت فرعي تقسيم مي‌شود: اول، ويژگي‌هاي ادبي، فكري،‌ تربيتي و اخلاقي سعدي در خلال گلستان و بوستان بررسي مي‌شوند؛ دوم، همين بررسي را در مورد امرسن نيز انجام مي‌دهيم و در بخش سوم، نمونه‌هايي از اشعار دو شاعر را خواهيم آورد.

ماجيستر جنيتا خاوريچ از بوسني هم مقاله‌ي «تأثير گلستان سعدي و بهارستان جامي بر بلبلستان فوزي موستاري» را ارائه كرد و گفت: فوزي موستاري مهم‌ترين و بزرگ‌ترين اثر خود، بلبستان، را در قرن 18 ميلادي نوشته است؛ اين اثر از برجسته‌ترين نمونه‌هاي تأثير ادب فارسي بر ادبيات بوسني و هرزگوين است. با توجه به اين كه بلبلستان تنها ميراث منثور بوشنياك به زبان فارسي است، اين اثر در حكم گنجينه باارزش ملي بوسني به شمار مي‌رود و از آن‌جا كه فوزي اين اثر را به زباني غير از زبان مادري خود نگاشته است،‌ ارزش آن دوچندان شده است.

همچنين عباس صباغ مقاله‌ي «تأثير زبان فارسي بر زبان تركي‌ عثماني» را ارائه و عنوان كرد: با بررسي كتاب‌هاي تاريخ و ادب تركي‌ عثماني و همچنين لغت‌نامه‌ها و فرهنگ‌هايي كه به زبان تركي وجود دارد، درمي‌يابيم كه تعداد زيادي واژه‌ي فارسي در آن‌ها وجود دارد و اين واژگان تأثيري ويژه بر زبان ترك‌هاي عثماني داشته است.

به گزارش ايسنا، در دومين نشست صبح روز گذشته با عنوان «ادبيات منثور دوره‌ي انقلاب اسلامي» به رياست نعمت‌الله ايران‌زاده و با حضور شريف حسين قاسمي از هندوستان، محمد ناصر از پاكستان، سيف‌الدين نظرزاده از تاجيكستان، اورهان بيلگن از تركيه و سمير ارشدي از كويت، پس از شعرخواني فاطمه راكعي، نوش‌آفرين انصاري با بيان اين‌كه در حوزه‌ي شعر و تأليف داستان‌هاي واقع‌گرا براي كودكان و نوجوانان كمبود داريم و نويسندگان به اين واقعيت مهم توجهي نشان نداده‌اند، به تاريخچه‌اي از فعاليت‌هاي شوراي كتاب كودك اشاره كرد.

در ادامه، قدرت‌الله طاهري نيز در مقاله‌اي با عنوان «نگاهي به جريان‌هاي ادبيات داستاني (عصر انقلاب اسلامي 1357- 1385)» گفت: جريان هاي داستاني عصر انقلاب اسلامي در پنج شاخه‌ي ادبيات داستاني واقع‌گرا شامل سه بخش اجتماعي، سياسي و مذهبي، ادبيات داستاني احساسي - عاشقانه، ادبيات داستاني زنانه،‌ پست‌مدرن و جريان سيال ذهن تقسيم شده است، كه مهم‌ترين نويسندگان جريان واقع‌گراي اجتماعي، محمود دولت‌آبادي، علي‌اشرف درويشيان و نيز علي‌محمد افغاني، اسماعيل فصيح و تعداد ديگري هستند.

او افزود: در جريان واقع‌گراي سياسي نيز شخصيت‌هاي بحران‌زده مركز توجه نويسندگان اين جريان هستند و يأس و نااميدي از درون‌مايه‌هاي مهم آنان است؛ مثل سيمين دانشور، عباس معروفي، گلي ترقي، رضا جولايي و تعداد ديگري. درجريان واقع‌گراي مذهبي و انقلابي نيز فضاي داستان‌ها آكنده از شور وشوق و اميد و ايمان است؛ با نويسندگاني مثل محسن مخملباف، محمدرضا سرشار، سيدمهدي شجاعي، رضا اميرخاني، احمد دهقان و غيره.

وي در بخش ديگري از مقاله‌اش با نام بردن از نويسندگان ديگري گفت: در جريان ادبيات داستاني زنانه كه نمايندگاني مثل سيمين دانشور، شهرنوش پارسي‌پور، منيرو رواني‌پور، مهسا محب‌علي و ديگران دارد، گرايش عمومي نويسندگان چندان مناسبتي با گرايش‌هاي افراطي، بنيادگرايانه و سياسي فمينيسم غربي ندارد و اكثر آن‌ها حول تحكيم بنياد خانواده مي‌نويسند.

قاسمي همچنين گفت: ادبيات داستاني عصر انقلاب اسلامي راه‌هاي متنوعي را مي‌پيمايد و از غني‌ترين دوره‌هاي تاريخي است.

سپس محمدرضا حاجي‌بابايي مقاله‌اي درباره‌ي «تأملي در خاطره‌نگاري انقلاب اسلامي» ارائه كرد و گفت: خاطره از بحث‌هاي بينامتني است كه دركشاكش بين تاريخ و ادبيات قرار دارد.

بخشي از خاطره به تاريخ تعلق دارد و وقتي كه قدمت پيدا مي‌كند، به يك متن ادبي تبديل مي‌شود كه در ايران اغلب اين‌گونه است؛ مثلا تاريخ بيهقي بيش‌تر خاطرات سياسي ابوالفضل بيهقي است و او صرفا نمي‌خواسته تاريخ‌نگاري كند و بيش‌تر نوعي وقايع‌نگاري است كه امروز اين آثار به متن‌هاي فخيم ادبي ما تقديم شده‌اند.

او افزود: خاطره‌نويسي رونق چنداني در ايران نداشته؛ اما در زمان صفويه كه آغاز آشنايي دنياي غرب با ايران است و نيز در دوره‌ي قاجار بسيار اوج مي‌گيرد؛ همچنين در مقطع انقلاب و جنگ، با اين تفاوت كه حجم بسياري از خاطرات به مردم عادي و كوچه و بازار متعلق مي‌شود.

او در ادامه گفت: جنگ در ادبيات جهان تأثير زيادي داشته و بزرگ‌ترين آثار ادبي در جهان در حوزه‌ي داستان در جنگ هستند؛ مثل آثار همينگوي، تولستوي، رمارك، سلين و يا «صد سال تنهايي» ماركز.

حاجي‌بابا‌يي ادامه داد: بعد از انقلاب اسلامي، خاطراتي در حوزه‌هاي انقلاب، جنگ، اسارت و سفرنامه نوشته شد و امروزه به بسياري از خاطره‌ها از منظر ادبي نگريسته مي‌شود؛ مثل «خسي در ميقات» جلال آل احمد.

در ادامه، عرفان نظر آهاري نيز در سخناني گفت: زبان فارسي پلي است براي آشتي و آشنايي و براي پيوند و دوستي. در عرصه‌ي ادبيات نوجوان هر روز بايد سعي در مخاطب‌شناسي داشته باشيم؛ چون با يك پديده روبه‌رو هستيم كه معنايش هر روز عوض مي‌شود.

او گفت: امروز ادبيات نوجوان را در ايران همانند درختي جداگانه در باغچه‌ي ادبيات ايران مي‌بينيم كه شاخ و برگ گرفته است. از سال 1300 تا 1357 در حدود 4000هزار كتاب چاپ شد؛ اما بالندگي ادبيات نوجوان را با تأسيس انجمن‌ها و نهادهايي پس از انقلاب شاهديم. ادبيات نوجوان اين مملكت در برخي زمان‌ها جدي، واقع‌گرا و آميخته به زندگي سخت و سفت روزمره بوده؛ اما انقلاب حضوري پررنگ در ادبيات نوجوان داشته است و نويسندگان اين عرصه نيز قلم‌شان در راستاي حادثه‌هايي بوده كه نوجوان به دنبالش بوده است. دهه‌هاي اخلاق‌گرايي، سياست، ايدئولوژي، مذهب و تاريخ‌نگاري در ادبيات نوجوان بوده و پررنگ شدن نگاه‌هاي مذهبي را در اين دوره داريم.

اين شاعر و نويسنده ادبيات كودك و نوجوان عنوان كرد: پس از عبور از سال‌هاي انقلاب، كم‌كم فضاي ادبيات نوجوان تخيلي، فانتزي، طنز و پليسي و ميزان ترجمه كم و تأليف زياد مي‌شود؛ اما واقعا بايد براي اين نوجواني كه هرروز تغيير مي‌كند، از چه چيز نوشت؟

به گزارش ايسنا، در نشست سوم در بعدازظهر و با عنوان «سيماي جهاني زبان و ادبيات فارسي» نيز كه با رياست محمد دانشگر و حضور ويكتور الكك از لبنان، عبدالكريم جرادات از اردن، محمدكاظم كهدويي، سهيلا صلاحي‌مقدم، سيدرضا مصطفوي‌ سبزواري، و وداد الزيموسي از مغرب همراه بود، پس از شعرخواني محمدرضا عبدالملكيان، مقاله‌ي «نگاهي به اندوخته‌هاي خطي فارسي در كشور بوسني و هرزگوين» از سوي نامير كارا خليلوويچ از بوسني، مقاله‌ي «رودكي و شعر دل‌انگيزش» توسط شميم ‌الحق صديقي از هندوستان، «جاذبه‌هاي معنوي زبان فارسي» توسط محمدكاظم كهدويي، «تحليل انتقادي ديدگاه قدما درباره‌ي زبان فارسي و توانايي‌هاي آن» توسط مهدي محبتي، «پيشرفت ترجمه از زبان فارسي به زبان عربي از عصر عباسيان تا امروز» توسط محمد التونجي از سوريه، «تاريخچه‌ي آموزش زبان و ادبيات فارسي در تركيه و وضعيت كنوني آن» توسط علي تميز ال از تركيه و «بعضي از جنبه‌هاي تأاثير ادبيات فارسي بر ادبيات تركمن» توسط قنديم قربانف از تركمنستان ارائه شد.

همچنين در نشست پاياني همايش با عنوان «بررسي راهكارهاي گسترش و تقويت زبان و ادبيات فارسي» كه به رياست غلامحسين غلامحسين‌زاده و با حضور عباسعلي وفايي، مهدي مصطفوي، حجت‌الاسلام احمد احمدي، رضا ملكي، ارسلان قرباني و حجت‌الاسلام كاوياني به عنوان هيأت‌رييسه تشكيل شد، پس از شعرخواني صابر امامي و عين‌الحسن از هندوستان، افسون قنبري با مقاله‌ي «ايجاد شبكه‌ي ارتباطي علمي بين دانش‌آموختگان زبان و ادبيات فارسي»، مهبود فاضلي با مقاله‌ي «وضعيت زبان و ادبيات فارسي در ويتنام» به طور مشترك با فنگ ووتي تائه از ويتنام، فرج‌الله طالبي اتويي با مقاله‌ي «نگاهي به فرايند اعزام استاد و راهكارهاي پيشنهادي براي تقويت كرسي‌هاي زبان فارسي در خارج از كشور»، نون‌الرشيد محمود از خارطوم با مقاله‌ي «راهكارهاي گسترش و تقويت زبان و ادبيات فارسي» و اختر مهدي از پاكستان با مقالهِ‌ي «شعر معاصر؛ سنت و نوآوري» سخن گفتند.

مهدي مصطفوي - رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي - هم در اين نشست، از تشكيل پايگاه اينترنتي استادان زبان فارسي خبر داد و گفت: تشكيل سايت ارتباطي با استادان و درج آخرين اطلاعات و تحولات در زمينه‌ي زبان و ادبيات فارسي در آن، يكي از هدف‌هاي تشكيل ششمين مجمع بين‌المللي استادان زبان و ادبيات فارسي است.

 

 

| بازگشت به صفحه اصلی |