
اوبا ما "تغییر" را در افغانستان از برکناری کرزی آغاز خواهد کرد
هارون امیرزاده
15 نومبر 2008
جورج بوش رییس جمهور امریکا در هفت سال گذشته برای فریب افکار مردم امریکا و جامعه جهانی همواره افغانستان را بحیث داستان موفق توصیف نموده و رییس جمهور آن آقای حامد کرزی را یک شخصیت با استعداد، سیاست مدار با کفایت و محبوب القلوب مردم افغانستان معرفی می نمود. چنانچه اداره بوش وی را با مدال ها و نشان های افتخاری و حتا تا سرحد کاندید جایزه صلح نوبل پزیرایی می نمود. جالب این است زمانی بوش افسوس می خورد که کاش عراق مثل کرزی یک رهبر توانا و موفق می داشت.(اما حالا غرب میگوید ما از مودل عراق برای نجات افغانستان استفاده می کنیم.)
این در حالی بود که کرزی در داخل افغانستان نه از محبوبیت و پایگاه اجتماعی برخور دار بود، بلکه بحیث یک رهبر بی کفایت، نا توان ولی شارلتان شهرت داشت. وی هم چنان با دست کاری در قانون اساسی افغانستان، نه تنها خیانت به بالاترین سند حقوقی کشور نمود، حتا قانون اساسی دست کاری شده خودش را احترام نگذاشته و با ده ها توطئه و قانون شکنی کشور را به بحران قانون و عدم حاکمیت قانون مواجه ساخت. وی در 7 سال گذشته در تحت نقاب دموکراسی در پنای حمایت جورج بوش مثل خان قبیله در افغانستان حکومت کرد، نه بحیث یک سیاست مدار و رییس جمهور متمدن.
بدین تر تیب کرزی و تیم وی طلایی ترین فرصت تاریخی راکه در پی سقوط طالبان نصیب مردم افغانستان به کمک جامعه جهانی شده بود در نتیجه بی کفایتی، بزدلی، غارت، حیف و میل کمک های جامعه جهانی، تریاک سالاری، تعصب، تفرقه اندازی قومی و زبانی از دست رفت. این در حالیست که یکی از بزرگترین مافیای سیاسی و اقتصادی در افغانستان برادران و اقارب نزدیک کرزی هستند که در تریاک سالاری، غارت کمک های جامعه جهانی، تصرف اراضی دولتی، فابریکه ها و منابع طبیعی افغانستان در زیر چتر حمایت دولت بوش به مافیای بزرگ در افغانستان و منطقه تبدیل شده اند.
بدین تر تیب امروز یکی از میراثهای نامیمون بوش بجا ماندن دولت متزلزل و فاسد کرزی در کابل است که اینک در سراشیب سقوط بدست تروریسم طالبانی مطابق به سناریوی انگلیسها قرار گرفته است.
اوبا ما و تعهد تغییر در افغانستان
بارک اوباما در جریان کارزار مبارزات انتخاباتی اش وعده داده بود که افغانستان بجای عراق در صدر سیاست جهانی وی قرار خواهد گرفت. افزون بر آن وی یکی از عوامل وخامت اوضاع افغانستان را در ناتوانی و ضعف رهبری افغانستان می بیند. چنانچه وی از حامد کرزی بحیث یک رییس جمهور ضعیف که توان اداره کشورش را فراتر از ارگ محل اقامتش، ندارد، توصیف نموده بود. اما کرزی آنرا با شدت رد نموده " تب و تاب" رقابت های انتخاباتی نامیده بود. چنانچه سخنگوی وزارت خارجه افغانستان آقای سلطان احمد بهین گفته بود: "بیشتر مساله انتخاباتی است؛ معمولاً نامزدها مسایلی را که در مبارزات انتخاباتی شان مطرح می کنند وقتی به قدرت می رسند آن گونه عملی نمی کنند." بی بی سی
اما حالا عملاً "تب و تاب" انتخاباتی پایان یافته است و زمان تغییر سیاست ها فرار رسیده است. ازینرواگر اوباما راستی به وعده هایش وفا نکند، بدون شک جناب کرزی بحیث میراثدار بوش در راس دولت فاسد باقی خواهد ماند و مدت زمان ریاست جمهوری وی تمدید خواهد شد. اما اگر اباما صادق به تعهداتش باقی بماند بدون شک ما قبل از همه شاهد برکناری کرزی و تیم وی خواهیم بود.
بی جهت نیست که کرزی از انتخاب اوباما و سیاست های وی در مورد افغانستان خیلی نگران است. چنانچه وی در آخرین سفرش به امریکا گفت "نباید در جامعه بین المللی و در افغانستان بازی سرزنش متقابل را شروع کنیم، آمریکاییان، بریتانیایی ها و سایرین نباید افغانستان را به خاطر ناکامی های خود سرزنش کنند و افغانستان هم نباید آنان را در مورد شکست های خود در این زمینه مقصر بداند."
جالب اینست کرزی اعتراف نمود باید "یک میلیون بار بهتر" کارکند. کرزی همچنان انتقاد اوباما را تایید نمود ولی گفت وضعیت را نباید "یک بحران مبرم" دانست.(بی بی سی)
اما پرسش اساسی اینست که چرا اوباما برای تحقق موفقانه سیاستهایش قبل از همه باید کرزی را برکنار کند؟ آیا اوباما نمی تواند سیاست های جدید را توسط کرزی در افغانستان پیاده نماید؟
واقعیت اینست که افغانستان به دگرگونی ها و تغییرات اساسی نیاز دارد که باید خردمندانه و واقعیت بینانه بطور پیگیر انجام داده شود. بدون شک تغییر را میتوان صرف توسط افرادی معتقد و توانمند به تغییر انجام داد نه توسط انسانهای نا توان، بی اراده، فاسد و بی کفایت. افزون بر آن تیم فاسد کرزی منافع آزمندانه شان را در رکود، فساد، اختناق، چور و چپاول می بینند، آنهاهرگز طرفدار تغییر و دگرگونی به نفع جامعه نیستند. آنها از تمام وسایل برای ایجاد موانع در برابر تحول و تغییر دریغ نخواهند ورزید.
برکناری کرزی بصورت عاجل نه تنها به خیر مردم افغانستان تمام خواهد شد، بلکه به نفع امریکا نیز خواهد بود. در غیر آن فکر میکنم عاقلانه نخواهد بود که رهبری جدید امریکا از بازماندگان، دست نشاندگان و میراث خوران فاسد و بدنام آقای جورج بوش در افغانستان حمایت نماید.
شاید آقای اوباما و دستیاران شان در امور افغانستان به این نتیجه رسیده باشند که به قیمت خون فرزندان و پول مالیات دهنده گان امریکایی یک رژیم بی کفایت و فاسد را تا به کی بر سرگلو مردم فقیر، مظلوم و بیچاره افغانستان حفظ خواهند نمود.
چهره های کهنه در لباس نو" تغییر"
اما این تنها کرزی نیست که در 7 سال اخیر وقت گرانبهای مردم افغانستان و جامعه جهانی را به هدر داد، افرادی کمی در حاکمیت کرزی نیستند که در 7 سال گذشته مانع تحول، ثبات و همبستگی ملی در افغانستان شدند.
یکی از افرادی کلیدی واشنگتن در امور افغانستان در چند سال اخیر آقای خلیلزاد نماینده خاص جورج بوش بود که با استفاده از مشغولیت کاخ سفید در جنگ عراق، آمرین خویش را در واشنگتن در مورد افغانستان و واقعیت های آن گمراه کرد. بسیاری مشکلاتی که امروز افغانستان با آن مواجه است، ریشه در بازی های خلیلزاد دارد. به نظر می رسد که آقای خلیلزاد و همدستان وی علی احمد جلالی، غنی احمدزی و یک تعدادی دیگری بحیث بازماندگان بوش که چندان کارنامه مثبت در زمان حکمروایی شان در افغانستان ندارند این بار در تحت ماسک شعار" تغییر" اوباما در تلاش بازگشت به صحنه سیاست افغانستان هستند.
یکی از درس های ناکام دولت بوش در افغانستان این است که واشنگتن بیشتر بالای یک فرد و یا چند فرد بدنام نماینده این قوم و آن قوم سرمایگذاری نمود، نه بالای نهاد سازی، نظام سازی و حمایت مردم افغانستان.
فکر می شود خردمندانه خواهد بود که باید هرچه زود تر این تغییر را از ارگ کابل آغاز کرد و آنرا تا پاک سازی ادارات افغانستان از وجود فاسدان، تمامیت خواهان، متعصبان، زر اندوزان ادامه داد. هم چنان این تغییر را شامل تصفیه با جنایت پیشگان، قاچاق چیان، جنگ سالاران، تریاک سالاران و ناقضان حقوق بشر نیز در پیش گرفت.
رویکرد های قانونی برکناری کرزی
با آنکه کرزی در کنفرانس بن دو(2) در مقابل یازده(11) رای شکست خورده بود، هم چنان در انتخابات 2004 توسط بوش از راه تقلب بحیث رییس جمهور افغانستان تحمیل شد، ولی باوجود آن در هفت سال اخیر بحیث رییس اداره موقت و انتقالی و بحیث رییس جمهور انتخابی معروف شد. مدت زمان حکومت وی مطابق به قانون اساسی تحمیلی ساخت بوش- خلیلزاد و لخدر ابراهیمی در 2009 به پایان می رسد. وی طوریکه گفته بود: " آلی دیگه ایلاداده نیش نیستم" در تلاش است که در تحت بهانه نا امینی انتخابات را به تعویق به اندازد و بدین تر تیب رییس جمهور مادام العمر دیروز در پنای بوش و امروز در پنای اوباما ادامه بدهد.
کرزی که در نیرنگ بازی و به گفته خودش«چلو ول بازی» در هفت سال گذشته استاد است، طوریکه آخرین اظهارات وی در امریکا نشان می دهد وی در تلاش است که از همان کارت های بازی استفاده نموده رهبری جدید کاخ سفید را به اصطلاح عوام«دل آسا» کند تا بدین وسیله این بار در لباس چپن « تغییر» اوبا ما خود راجای بدهد.
باید خاطر نشان ساخت فرهنگ سیاسی استعفا و کناره گیری بخاطر منافع کشور در افغانستان وجود ندارد. تمام دست نشاندگان تاریخ در افغانستان از شاه شجاع درانی گرفته تا طالبان بدون سرتنبگی و لجاجت میدان قدرت را ترک نه گفته اند. با آنکه کرزی چانس زیادی برای بازی ندارد، ولی وی هیچ گاه داوطلبانه از قدرت دست نخواهد کشید. ازینرو از هیچ تلاشی برای ماندن در قدرت روگردان نخواهد شد.
کرزی ممکنست با راه اندازی چند تا بازی مخالفت با برکناری اش کند:
3. از ملا عمر و یا گلبدین و طالب طلبان کمک خواهد خواست، طوریکه قبلاً گفته بود کاش طالبان بجای قوت های غربی،اردوی ملی و پولیس فاسدم، لشکر من می بودند.
اگر کرزی داوطلبانه حاضر به برکناری نشد، برای برکناری عاجل وی حد اقل 5 روش قانونی وجود دارد:
جانشینان احتمالی کرزی
شاید برخی ها فکر کنند که با برکناری کرزی و کابینه وی خلاء قدرت بوجود بیاید و وضعیت بحرانی خواهد شد. این نگرانی در مورد هر رژیمی ممکنست اما در مورد رژیم کرزی به دو دلیل اتفاق نخواهد افتاد:
اول اینکه کرزی نه قدرت دارد در کشور و تمام قدرت وی فراتر از ارگ کابل به گفته بارک اوباما نمی رود. برکناری کسی که قدرت ندارد نمی تواند باعث خلاء قدرت گردد.
دوم اینکه برای جانشینی وی حد اقل سه گزینه وجود دارد:
گزینه اول- قدرت را مطابق به قانون اساسی افغانستان بطور موقت به معاون اول وی انتقال داد. وظیفه سر پرست ریاست جمهوری اینست که نخست کابینه جدید را برای اجرای امورتشکیل بدهد و دوم شرایط را به انتخابات ریاست جمهوری دموکراتیک و آزاد به کمک جامعه جهانی فراهم نماید؛
گزینه دوم: تمام کابینه کرزی به شمول معاونین رییس جمهور همزمان با کرزی استعفاء بدهند و قدرت را مطابق به قانون اساسی به مجلس نمایندگان و یا شورای ملی افغانستان انتقال بدهند. وظیفه شورای ملی رهبری امور کشور و راه اندازی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان است.
گزینه سوم: دعوت عاجل لویه جرگه توسط شورای ملی افغانستان و انتخاب رییس موقت. وظیفه وی راه اندازی انتخابات آزاد و دموکراتیک حد اقل در ظرف 6 ماه و تعین کابینه موقت برای پیش برد امور روزمره کشور و مناسبات با جامعه جهانی خواهد بود.
بدین تر تیب قدرت از حکومت کرزی به حکومت موقت بدون انجام کدام جنگ، کودتا و یا کشمکش صورت می گیرد. با انتخاب یک رییس جمهور شایسته، با کفایت و مورد احترام مردم و ایجاد دولتی با قاعده وسیع از طریق اراده آزاد و دموکراتیک مردم، نه تنها افغانستان از بحران مشروعیت نجات میابد، بلکه فرصت مناسب برای تغییر در همه عرصه ها از جنگ با تروریسم گرفته تا مدیریت سالم کشور به کمک جامعه جهانی مساعد میشود. در غیر آن در زیر سایه حکومت فاسد کرزی نه جنگ با تروریسم به پیش خواهد رفت و نه افغانستان از فقر شدید و مصیبت ها نجات خواهد یافت. برخلاف حکومت کرزی مردم افغانستان را از راه معامله با طالبان و پاکستان به وساطت انگلیسها تسلیم خواهد داد.
محاکمه کرزی و همدستان وی
یکی از مهمترین وظایف رهبری انتخابی آینده افغانستان این خواهد بود که مبارزه قاطع با میراثهای نامیمون حکومت کرزی نماید. شاید یکی از نخستین کار های آن ایجاد کمیته بررسی یا (حقیقت یاب) غارت دارایی های عامه، حیف و میل کمک های جامعه جهانی و به محاکمه کشیدن مسوولین و مافیاهای سیاسی، اقتصادی و تریاک سالاران باشد.
بدین تر تیب رهبری جدید کشور نه تنها کشور را از وجود افراد فاسد پاک خواهد ساخت، بلکه کسانیکه مرتکب جرم و جنایت و غارت دارایی های مردم شده نیز به دادگاه بکشاند. و این کار را حکومت جدید قبل ازهمه از آن عده وزرا و رهبران مقامات بلند پایه پیشین متهم شروع کند. و در گام نخست از کرزی و برادرانش آغاز کند.
افزون بر آن کرزی نه تنها به جرم تقلب در قانون اساسی باید محاکمه شود،بلکه وی با برادرانش به اتهام توطئه قتل کاظمی و یک تعداد وکلا و داشن آموزان ولایت بغلان نیز به دادگاه کشانیده شود.
وی همچنان به اتهام سوء استفاده از قدرت و دامن زدن به اختلافات قومی، زبانی و محلی مطابق به قانون اساسی افغانستان نیز مورد بازپرس قرار گیرد
اقتباس شده از سایت خاوران