هارون امیرزاده
Tuesday, 03-Mar-2009

بحران سوات وپیروزی تندروان اسلامی در پاکستان

یادداشت مترجم:

معامله و سازش با تندروان اسلامی توسط دولت پاکستان بار نخست نیست، اما آتش بس در سوات و اعلام شریعت اسلامی نوع طالبانی در پاکستان نگرانی های گسترده را در کابل و واشنگتن در آستانه سفر هیئت پاکستان و افغانستان به واشنگتن جهت مشارکت در طرح ستراتیژی جدید امریکا برای افغانستان و پاکستان برانگیخته است.

احمد رشید نویسنده و تحلیلگر آگاه پاکستانی معامله دولت مرکزی و محلی را تسلیمی دولت پاکستان به خواستهای تندروان نامیده آنرا خطر بی سابقه برای منطقه قبل از همه برای پاکستان می داند.

اما برخی آگاهان آتش بس در سوات و بویژه تطبیق شریعت طالبی در نزدیکی اسلام آباد و منع مکاتب دختران را یک بازی تنظیم شده از جانب غرب و در هماهنگی با برخی حلقات پاکستانی می شمارند. به نظر آنها هدف اصلی طالبانی سازی مناطق قبایلی پاکستان ایجاد شرایط نظیر زمان طالبان در افغانستان است که مردم در نتیجه استبداد، تاریک اندیشی و شریعت نوع طالبانی حتا نسبت به اسلام بد بین شده و به ستوه آمدند. بدین ترتیب مردم برای نجات شان از شر طالبان فرهنگ ستیز، زن ستیز و تاریک اندیش حتا حاضر شدند که در زیر پنای لشکر کافران(غرب) پناه ببرند. در هفت سال اخیر مردم افغانستان تمام طعم تلخ حکمروایی غرب را تحمل کردند مگر نه بازگشت وحشت طالبانی و همتایان القاعده آنها را.

بناً ممکنست بازی با کارت شریعت طالبی در سوات به منظور آماده ساختن ذهنیت مردم پاکستان و منطقه برای تهاجم نظامی و ایجاد جبهه منطقوی بنام همکاری های منطقوی ضد تروریسم باشد.

نویسنده: احمد رشید

لوس انجلس تایمز-24 فبروری

برگردان به فارسی: هارون امیرزاده

مولانا صوفی محمد یک ملای افراطی پاکستانی که شش سال را در زندان پاکستان بخاطر رهبری ده هزار طالبان در مخالفت با حملات امریکا به حکومت طالبان در افغانستان در 2001 سپری نموده بود، بعد از رهایی یک کارزار جدید را آغاز کرده است. وی رهبری یک مارش صلح را در دره ستراتیژیکی سوات به پیش میبرد تا دامادش مولانا فضل الحق را متقاعد سازد که پیشنهاد صلح حکومت پاکستان را قبول نموده و شریعت اسلامی را در دره سوات پیاده کند.

پزیرش آتش بس پیشنهادی دولت توسط مولانا سوفی محمد در واقع نشاندهنده اینست که اسلام آباد چگونه بزودی تسلیم تندروان اسلامی شده است. افزون بر آن برنامه صلح دولت پاکستان توسط فضل الله که رهبری طالبان پاکستانی را که روابط نزدیک با القاعده دارد تا هنوز نه پزیرفته است. این نماینگر اینست که منطقه تا چه حدی بنیادگرایی شده است.

تسلیمی پاکستان به طالبان سوات که در 80 میلی شمال اسلام آباد قرار دارد در واقع سقوط کشور به سوی هرج و مرج است. این وضعیت این درک تاریک را در افکار مردم ایجاد کرده است که تاخت و تاز طالبان به سرعت در جهت تسلط بر سلاح های اتمی پاکستان دومین کشور بزرگ اسلامی در جهان خواهد بود.

هواداران فضل الله در دو سال اخیر جنگ های خونین با آرتش پاکستان نمودند و سر انجام کنترول دره سوات را بدست گرفتند. جنگ ها باعث کشته شدن 1200 انسان و آواره ساختن بیش از 350 هزار نفر از میان نفوس یک و نیم میلونی گردید.فضل الله 200 مکتب دختران را انفجار داد، پولیس ها را کشت، شریعت اسلامی را پیاده نمود و حکومت موازی را ایجاد نمود.

بدون اینکه دستور به آرتش داده شود تا دره را از دست تندروان خارج سازند، آصف زرداری رییس جمهور از حزب مردم پاکستان و حزب عوامی سکولاریستی پشتون که کنترول اداره صوبه سرحد را در دست دارد برای جلوگیری از خشونت به تقاضا های طالبان تسلیم شدند.

دولت مرکزی پاکستان یک مقدار تغییرات در سیستم قضایی کشور وارد نموده و به حقوق اسلامی اجازه دادند، طالبان آنرا بحیث تطبیق کامل شریعت اسلامی تعبیر نمودند. در نتیجه تعلیم و تربیت، اداره، حقوق و نظم در منطقه را بر اساس شریعت اسلامی تغییر دادند.

واقعیت اینست که این حرکت شکست بدون تردید دولت پاکستان بدست اسلام گرایان تندرو پنداشته میشود. هر چند دولت مشرف و آرتش وی در مناطق قبایلی پاکستان به چندین معامله و آتش بس با افراطیون مذهبی دست زدند ولی هیچگاه حاضر نشدند در سییستم سیاسی و حقوقی کشور تغییر وارد کنند. حتا در افغانستان طالبان کنترول چندین ولایت را بدست گرفتند ولی دولت کابل هر گز حاضر نشد که از قانون دولتی به نفع تندروان دست بکشند، بر خلاف دولت پافشاری به رهایی مناطق از دست طالبان نمود.

زرداری مجبور است نقطه پایان به این معامله بگذارد و ممکنست آتش بس دیر دوام نکند. این اولین باریست که دولت پاکستان یک منطقه بزرگی کشورش را به افراطیون تسلیم می دهد که توسط قانون جداگانه اداره شود. افزون بر آن بعید است که خواستهای طالبان محدود به دره سوات باقی بماند. جالب اینست که صوفی محمد نسبت به دامادش حتا ملای میانه رو شمرده میشود، وی وعده داده است که شریعت اسلامی را در تمام پاکستان تطبیق میکند و دموکراسی را یک پدیده شیطانی غرب می خواند. معامله سوات در میان مردم یک ضربت خیلی کشنده روانی داشته است.

در منطقه صوبه سرحد یک گروپ بزرگ انتحاری سوگند یاد کرده اند که وزرا حزبی و اعضای پارلمان را به قتل برسانند. این تهدید ها حزب عوامی را که یک حزب سکولاریستی پشتون در صوبه سرحد است و در انتخابات قبلی اکثریت کرسی ها را از چنگال تند روان اسلامی که توسط مشرف نصب شده بودند، تصاحب کرد، اعضای حزب مذکور چند پارچه ساخته و ناتوان در پیش برد اداره امور محلی ساختند.

ستراتیژی فضل الله را سازمان القاعده و دیگر گروه های افراطی طرح نموده اند. هدف این گروه ها اینست که از مناطق قبایلی هم مرز با افغانستان که همواره مورد حملات هوایی امریکاییها قرار دارند، دور تر رفته در قلب پاکستان برایشان پناه گاه ایجاد کنند.

بدون شک هدف افراطیون صرف به دره سوات محدود نخواهد ماند. هدف نهایی طالبان را اشغال تمام پاکستان تشکیل می دهد. قبلاً نیز آنها تاخت و تاز های شانرا به بزرگترین ایالت مثل پنجاب و شهر صنعتی کراچی جاییکه چندین گروه تندرو برای دو دهه سرگرم جنگ در کشمیر تحت کنترول هند بودند واستاد دهشت افگنی در اراضی شهری هستند، انجام داده بودند.

ارتس پاکستان بی روحیه و بی حد زیر فشار قرار دارد. آنها پیشنهاد آمریکا را که باید در مناطق مرزی با افغانستان جنگ با شورشیان را به پیش می بردند، رد کردند؛ زیرا ارتش تا هنوز دشمنی سنتی خود هندوستان را تهدید بزرگ برای پاکستان میشمارند.

بحران سوات اقتصاد ویران پاکستان، بیکاری روز افزون، انفلاسیون و فرار سرمایه را بیشتر تخریب نمود. افزون بر آن هزاران کارگر مهاجر پاکستانی به دلایل رکود اقتصادی جهانی از کشور های خلیج فارس به کشور برگشتند. بسیاری این کارگران برگشته پشتون هستند که در خانه شان پاکستان بیکار باقیمانده و شاید هم الزاماً با طالبان پیوسته باشند.

اداره اوباما وعده یک و نیم میلیارد دالر در زمینه خدمات اجتماعی برای پاکستان را برای پنج سال داده است. هنوز معلوم نیست که طرح پیشنهادی اوباما با چه شرایطی تحمیلی که ممکنست دولت پاکستان توان عملی شدن آنرا نداشته باشد برای پاکستان توسط کانگرس امریکا به تصویب برسد.

بحران سوات در زمانی در پاکستان ظهور نمود که اداره اوباما تا پیش از جلسه سران در 2 اپریل مشغول تهیه ستراتیژی برای افغانستان و پاکستان است.

افغانستان علیرغم پیش روی دراماتیک طالبان و سیاست های اشتباه آمیز بوش به یک راهبرد خردمندانه مثل افزایش فراگیر سربازان، پول،باز سازی و توسعه توسط جامعه جهانی و تلاشهای واقعی در جهت سر پاه نگهداشتن دولت کابل نیاز دارد.

اما برای پاکستان امریکا و متحدین آن چندان گزینه زیاد ندارند. پول های هنگفت برای دولت و ارتش، زمان و مکان برای احیای قانون دولتی نیاز دارد. با این حال هم در واشنگتن و پایتخت کشور های دیگر و هم چنان هزاران پاکستانی می پرسند که آیا حکومت و ارتش توانایی انجام چنین کاری را دارند، یا خیر؟

 

 

 

| بازگشت به صفحه اصلی |