

دوبابای ملت
اکونومیست: کرزی را "بابای ملت" بسازید!
12فبروری 2009
برگردان به فارسی :هارون امیرزاده
یادداشت مترجم:
با به قدرت رسیدن اوبا ما به کاخ سفید و تعقیب سیاست های جدید تنش در روابط واشنگتن و کابل رونما شده و آینده کرزی در سیاست افغانستان زیر سوال رفته است. رسانه های غربی از دید سیاست سازان غربی کرزی را همانند طالبان مانع عمده در برابر منافع شان معرفی می نمایند و این در حالیست که کرزی از سیاست هایش دفاع نموده و مسوولیت ناکامی دولتش را بدوش یکه تازی های امریکا و تلفات مردم ملکی در جریان عملیات های ناتو می شمارد. رسانه های غربی که در 7 سال اخیر با پیروی از بوش به جز از ستایش کرزی و تخریب رقبا و مخالفین وی حرفی برای گفتن نداشتند، به یکبارگی تغییر موضع داده حلقه فشار های روانی شانرا بر کرزی با گذشت هر رور تنگ تر ساخته می روند.
در همین سلسله مجله اکونویست چاپ بریتانیا در شماره اخیرش در مورد سر نوشت سیاسی کرزی چند پیشنهاد را در یک مقاله تحلیلی به نشر سپرده است که ارزش ترجمه و مطالعه را دارد. فکر میشود از میان مسائل مطر وحه دراکونومیست چهار نکته قبل از همه جالب است:
1.اکونومیست به تعویق انداختن انتخابات ریاست جمهوری بر خلاف قانون اساسی افغانستان را بحران قانون اساسی می شمارد و به واشنگتن مشوره می دهد که از آن به نفع سیاست های جدیدش و برکناری کرزی بحیث رهبر قانون ستیز استفاده کند ؛
2. اکونومیست نظام ریاستی را نا کار آمد در افغانستان می داند و مثل بسیاری ها طرفدار اصلاحات در قانون اساسی و استقرار نظام پارلمانی نا متمرکز و انتقال قسمتی از صلاحیت های دولت مرکزی به محلات را به نفع صلح و مشارکت اجتماعی در افغانستان می شمارد؛
3. اکونومیست معتقد است که در میان غیر پشتون ها در افغانستان شخصیت های با کفایت و توانمند کم نیستتد، اما بخاطر رضایت پاکستان و حمایت قبایل پشتون، رهبر کشور باید پشتون تبار باشد؛
4. اکونومیست معتقد است که کرزی به آسانی قدرت را ترک نمی گوید، اما برای دل خوشی او بوی لقب" بابای ملت" را بدهند و بدینگونه وی را از صحنه سیاست افغانستان به حاشیه برانند.
باید گفت اکونومیست ممکنست مفکوره "بابای ملت" را از لقب ظاهر شاه الهام گرفته باشد که توسط کرزی و امریکاییها بوی به عنوان یک رشوت سیاسی داده و در قانون اساسی افغانستان نیز تحمیل کردند. اکونومیست فکر می کند از بازی که با شاه سابق بکار گرفته شد با کرزی نیز استفاده شود.
قابل یاد آوریست که ظاهر شاه و میراث خوران وی با آمدن از روم به افغانستان می خواستند که به کمک امریکاییها نظام شاهی را دوباره زنده سازند، اما کرزی به کمک امریکاییها با دادن لقب «بابای ملت!» وی را از سر راه خود دور کرد. شاه سابق نیز وقت را غنیمت شمرده تا آخرین ساعات مرگ خویش مصروف فروش جایداد و جمع آوری ثروت شد.
شگفت آور است که تاریخ افغانستان به شکل مضحکی تکرار میشود؛ ظاهرشاه به خاطر عیاشی و بی کفایتی 40 ساله اش به زور امریکاییها بجای«احمد شاه بابا» بابای ملت شد و حالا کرزی به پاداش استقرار نظام مافیایی قانون ستیز بجای بابا ظاهر خان، از طرف اکونومیست مفتخر به لقب«بابای ملت!» میشود. این در حالیست که افغانستان نه به با با ظاهر خان نیاز دارد و نه به بابا کرزی . این کشور به ریس جمهور متمدن، دموکرات، وطندوست نیاز دارد که خردمندانه افغانستان را رهبری نموده از ضرورت به حضور قوت های خارجی، قانون ستیزی، فقر و بی اتفاقی اجتماعی نجات دهد.
در مورد انتخاب رییس جمهور از یک قوم خاص بخاطر رضایت و تامین منافع پاکستان به مطابق به توصه اکونومیست باید گفت که قومی سازی سیاست طوریکه تاریخ نشان داده نه تنها نمی تواند به ثبات و وحدت ملی در افغانستان کمک کند، بلکه باعث جنگ داخلی و رقابت و مداخلات کشور های همسایه ازین قوم و آن قوم نیز میشود. ازینرو این یک طرح اشتباهی است که نمی تواند غرب را در شکست تروریسم در جنوب کمک کند.
شاید اکثریت مردم افغانستان با این دید اکونومیست موافق باشند که نظام تحمیلی ریاستی کاپی کورکورانه امریکا که یکی از عوامل شکست نظام سازی در افغانستان است و استقرار نظام پارلمانی نامتمرکز، انتقال قدرت نسبی به محلات و انتخابی شدن مقامات محلی یک طرح خیلی منطقی و به موقع است.
اکونومیست بر حق است که فکر می کند به تعویق انداختن انتخابات توسط کمیسیون خود ساخته کرزی برخلاف قانون اساسی افغانستان است و این در واقع دامن زدن به بحران قانون اساسی است. بدین تر تیب برای ختم بحران قانون اسا سی و استقرار نظام قانونمند، به رییس جمهور متمدن و قانونمدار نیاز است نه به رهبر قانون ستیز و خان قبیله.
*****
اکونومیست در آغاز این پرسش را مطرح می سازد: آیا گارد در کابل تغییر می خورد؟
اکونومیست از منابع امریکایی گزارش می دهد که حالا در امریکا بحث حمایت و یا کنارگذاشتن کرزی جریان دارد.
اکونومیست گارد تشریقاتی کرزی را غیر قابل اعتماد می داند. نظر به مشاهدات اکونومیست پیش از استقبال بانکی مون منشی عمومی ملل متحد در افغانستان گارد تشریفات کرزی که با لباس سبز و دستکش های سفید آراسته شده بودند، بسیار دقیق تلاشی شدند که مبادا سلاح های شان کارتوس داشته باشد.
اکونومیست معتقد است که هدف امریکا تقویت دولت کرزی است که فقط با یک مرمی از فاجعه فاصله دارد. اما طالبان هر سال به جنگ دوام می دهند، چنانکه درین هفته در حدود بیست نفر در نتیجه حملات طالبان به ادارات دولتی در کابل کشته شدند. در نتیجه امریکایی ها به این فکر افتیدند که ممکنست کرزی خودش یک مشکل اصلی باشد.
اکونومیست در مورد بی مهری اوباما نسبت به کرزی می نگارد:"کرزی در هر پانزده روز از طریق ویدیویی صحبت های گرم با جورج بوش رییس جمهور سابق امریکا انجام می داد، اما در زمان اوباما به پایان رسیده است. این در واقع بیانگر این است که تیم کاری اوباما منتقد کرزی هستند. جوبایدن معاون رییس جمهورامریکا دولت کرزی را دولت فاسد و ضعیف خواند و هیلری کلنتن دولت مواد مخدر نامید."
به گفته اکونومیست آقای کرزی گزارشات رسانه های خارجی در زمینه بدگویی از دولت خویش را بطور جدی تعقیب می نماید. فریاد های کرزی در مورد کشتار افراد ملی توسط سربازان خارجی دلخراش شده است. وی در هنگام بازدید بانکی مون از افغانستان گفت که امریکاییها بالای وی فشار می آورند که خاموشی اختیار کند"اما این امکان ندارد". کرزی همچنان در مراسم فارغ التحصیلان نظامی در کابل به امریکا اخطار داد که اگر برای وی طیارات نظامی ندهند از جای دیگر یعنی روسیه کمک خواهد گرفت. کرزی در پاسخ به خبرنگار جرمنی در جلسه مونشن در هفته گذشته که پرسیده بود اگرامریکاییها بخواهند وی را از قدرت برکنار کنند، گفت:" مردم افغانستان تصمیم میگیرند که کی رهبری شان باشد... ما مستعمره نیستیم".
اکونومیست معتقد است که کرزی به احساسات ضد امریکایی دامن می زند"احساسات ضد امریکایی قوماندانهای ناتو را که با اعزام 15 الی 30 هزار نیروی جدید برای عقب راندن طالبان آمادگی میگیرند، نگران ساخته است. آقای بایدن ماه گذشته به کرزی بطور خصوصی اخطار داد که از قدرت" برکنار" خواهد شد. اما در انظار عامه قوماندانهای ناتو قیافه شجاعانه را بخود می گیرند. سخنگوی ایساف گفت:" من آنرا به عروسی تشبه می کنم" . کرزی نیز اظهارت مشابه نموده و با تبصره در زمینه گفت" بعد از هفت سال شما صدای بلند بگو مگوی یک زوج را می شنوید ولی این غالمغال ها حتمی نیست که منفی باشد".
به نظر اکونومیست شاید چیزی که کرزی فکر می کند درست باشد. اما ریچارد هولبروک فرستاده اوباما که درین هفته از افغانستان و پاکستان دیدن نمود، ممکنست کار را به طلاق بکشاند. وی پیش از سفرش به افغانستان گفته بود که بزرگترین مشکل رژیم کرزی فساد است. اما وی بحیث یک دپلومات مجرب باید در سرنگون کردن کرزی محتاط باشد. وی در اجلاس مونشن گفت:" افغانستان مشکل تر نسبت به پاکستان است". وی باید نه تنها مشکلات را در افغانستان حل کند، بلکه وضعیت خراب مناطق پاکستان هم مرز به افغانستان را نیز مورد توجه قرار دهد. وی برای حل مشکلات امنیتی ممکنست همکاری کشور های کل منطقه به شمول ایران را نیز جلب نماید.
بازنگری
اکونومیست در مورد سیاست های جدید امریکا می نویسد: "جلسه سران ناتو در ماه اپریل برگزار خواهد شد ولی تا آنوقت هیچ تصمیمی نخواهند گرفت. اوباما تا آن وقت وظیفه ترتیب راهبرد جدید را به عهده بروس رایدل یک افسر سابق سی آی ای سپرده است. وی مطالعات خویش را با اشتراک کاخ سفید، پنتاگون و قوماندانی مرکزی امریکا آماده خواهد نمود."
به گفته اکونومیست یک چیز تا حال معلوم شده که دولت اوباما مثل بوش مصمم است که به حملات در داخل خاک پاکستان به پایگاه های تروریستان با راکت رای رهبری شده ادامه خواهد داد. وی درین هفته گفت:" من نمی خواهم برای رهبر القاعده لادن این اجازه را بدهم که با مصونیت فعالیت کند وبرنامه دهشت افگنی بر علیه امریکا را طرح ریزی کند"
اکونومیست در مورد مخالفت کرزی با سیاست های جدید امریکا و استفاده از بحران قانون اساسی می نویسد:" پرسش اساسی برای امریکا این است در جنگ با القاعده که نیاز به پادگانها و ساختمانهای دولتی در افغانستان است آیا کرزی کمک خواهد کرد و یا مزاحمت؟
اگر امریکا فکر سرنگونی کرزی را در سر داشته باشد، شاید شرایطی بهتر از بحران قانون اساسی کنونی نباشد. کمیسیون مستقل انتخابات کرزی، زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان را تا ماه اگست به تعویق انداخته است. تا آنوقت سربازان بیشتر امریکایی و افغانی آماده خواهند شد و موسم جنگ نیز در اوج خود خواهد رسید. اما دوران حکومت کرزی در ماه می به پایان می رسد و قانون اساسی افغانستان تعویق انداختن انتخابات را اجازه نداده است. رییس جمهور کرزی قصد آشکار دارد که می خواهد در قدرت باقی بماند و خود را نامزد کند، اما پارلمان از مدت ها قبل به تعویق انداختن انتخابات شدیداً مخالفت نموده است."
اکونومیست از موضع پارلمان افغانستان و دیدگاه چند تن فعالان سیاسی در مورد عقب اندازی انتخابات نقل قول می کند:" یونس قانونی رییس مجلس نمایندگان پافشار می کند که کرزی در ماه می باید از قدرت کنار برود. رمضان بشردوست که یک آدم مستقل و وزیر پیشین پلان در حکومت کرزی بود و یک خیمه را در بیرون پارلمان افغانستان بر افراشته است می گوید اگر کرزی در پایان دوران حکومت وی باقی بماند در واقع این یک نوع کودتا خواهد بود."
اکونومیست موضعگیری اپوزیسیون( جبهه ملی) را در رابطه به انتخابات نا شفاف و متضاد می داند" برخی دپلوماتها فکر می کنند که رهبران اپوزیسیون(جبهه ملی) بالای کرزی فشار نمی آورند چون خود شان تا حال آماده معرفی کدام کاندید خاص نشده اند. اما آنها برای جانشینی کرزی حتا به شکل موقتی هم موافقه نخواهند نمود. با کنار رفتن کرزی ممکنست وزرای دفاع، داخله و امنیت ملی حکومت وی نیز استعفا بدهند و در نتیجه خلای رهبری بوجود آمده و فصل خونین جنگی جدیدی آغاز خواهد شد."
کای اید نماینده خاص ملل متحد در افغانستان می گوید:" من بسیار نگران هستم" و فکر می کند افغانها و غربی ها باید لحن صحبت های شانرا پایین بیاورند." افغانستان توان روابط پر تنش با کشور های عمده تامین کننده سربازان را ندارد. افغانستان توان بحران قانون اساسی را ندارد. بدون شک توان هردو بحران را همزمان ندارد".
مشکلات با کرزی
اکونومیست در مورد از دست رفتن محبوبیت کرزی چنین می نویسد:" کرزی زمانی یک رهبر کرزماتیک و محبوب غرب شمرده میشد. در تحت رهبری وی افغانستان به یک تعداد دست آورد ها نایل شد. اما با تشدید جنگ ها و گسترش نا امنی و افزایش تلفات جانی افراد ملکی تا سال 2007 به 40 فیصد رسید. از آن به بعد عقاید مردم نسبت به وی تاریک شد. در حال حاضر مردم وی را بحیث رییس جمهور بی اراده و با مدیریت ضعیف که از طریق تلفون موبایلش به بی عدالتی های بی پایان در سراسر کشورش رسیدگی میکند، نه پیش برد یک اداره سالم. کرزی تیم وزرای مستعد دارد که با مسائل امنیتی رسیدگی می کند، در حالیکه کارمندان اداره ریاست جمهوری از افراد بی کفایت تشکیل شده اند."
به نظر اکونومیست رهبران افغانستان عمدتاً بخاطر نا امنی ها در کشور شان پاکستانی ها را مقصر می شمارند. اما بسیاری ها معتقد هستند که این انتقاددات تا حدی نا عادلانه است. به نظر آنها مشکل اصلی ممکنست نادیده گرفتن برخی قبایل از قدرت و یا فساد گسترده در دستگاه دولت باشد. به گفته یک قوماندان امریکایی پولیس افغانستان بجای «خدمت و حفاظت» آنها بیشتر مصروف « سوء استفاده و غارت» هستند. ببرک شینواری یکی از کمونستهای سابق و عضو پارلمان افغانستان کرزی را یک شخص ضعیف توصیف نموده می گوید وضعیت امنیتی با گذشت هر روز خراب تر میشود. او معتقد است"اگر ریس جمهور تبدیل نشود در افغانستان یک جنگ بزرگ مثل زمان روسها صورت خواهد گرفت".
اکونومیست در ادامه می نویسد:" هرچند نظر سنجی در افغانستان دقیق نیست ولی مطابق به یافته های برخی سازمانها و نهاد های جهانی محبوبیت آقای کرزی خیلی پایین سقوط نموده است ولی برخی ها تا هنوز از کرزی حمایت می کنند. اگر کرزی در انتخابات خود را کاندید کند وی می تواند به کمک پول سر شار و حمایت قبایل متحد خود انتخابات را یک بار دیگر ببرد. به عقیده یک تجار افغانستان" کرزی صرف از راه تقلب می تواند یک بار دیگر برنده شود و بس».
به عقیده اکونومیست" خردمندی درین خواهد بود که افغانستان را یک پشتون که در میان قبایل اعتبار داشته باشد، رهبری کند طوریکه پاکستانی ها می خواهند."
اکونومیست در ادامه چنین می نویسد:" آقای قانونی که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته بعد از کرزی جای دوم را بدست آورده بود و داکتر عبد ا لله عبدا لله افرادی هستند که فکر می شود توانایی رقابت را دارند. اما قانونی تاجک است، هر چند عبدا لله گفته میشود ریشه پشتونی دارد ولی وی با تاجکان نزدیکی بیشتر دارد. آقایان غنی احمدزی و جلالی که هر دو پشتون تبار هستند و بیشتر عمر خویش را در امریکا گذشتانده و تبعه امریکا هستند، نیز از جمله نامزدان احتمالی انتخابات هستند. اما بسیاری ها معتقد هستند که افغانهای مهاجر هر قدر تکنوکراتهای با استعداد هم باشند از اعتبار اجتماعی در افغانستان برخوردار نیستند. زمانی ملا عمر رهبر طالبان آنها را" سگ شویان" نامیده بود."
کرزی و لقب" بابای ملت"
اکونومیست در مورد تغیر نظام ریاستی به پارلمانی و لقب«بابای ملت» برای کرزی چنین می نویسد:" برخی ها طرفدار حکومت ائتلافی بزرگی متشکل از اقوام افغانستان جانشین کرزی هستند. یکی از طرح های که از حمایت گسترده برخور دار است اینست که باید توازن قدرت را از طریق تعدیل قانون اساسی کشور تغییر داد و مقام نخست وزیری را که در هماهنگی با رییس جمهور یکجا سیاست کشور را به پیش ببرد، ایجاد کنند. این در واقع می تواند برای کرزی یک راه آبرومندانه کنار رفتن از قدرت را فراهم ساخته به وی مقام افتخاری « بابای ملت» را بدهند. بدین تر تیب بوی اطمنان دهند که امنیت وی و خانواده وی و هم چنان منافع قوم پوپلزایی وی را تامین نمایند."
اکونومیست در ادامه به موانع و مشکلات درزمینه اشاره می کند که البته چین حرکت نیازمند چانه زنی های طولانی و به تعویق انداختن انتخابات است. این حرکت در واقع در حل بسیاری مشکلات دیگر از جمله انتقال قسمتی قدرت دولت مرکزی به محلات را که در حال حاضر نمی توانند پول برای احتیاجات اولیه شان تامین کنند، کمک خواهد نمود. این به نوبت خود برای آقای هولبروک این فرصت مناسب را مساعد می سازد تا در زمینه عقد یک پیمان جدید با محلات کار کند. اگر این برنامه موفق شود در آنصورت به آوردن ثبات در افغانستان کمک خواهد نمود. هم چنان این تقسیم قدرت می تواند حد اقل یک تعداد قوماندانهای طالبان را تشویق به شریک شدن در قدرت دولتی نماید.
اکونومیست در اخیر هوشدار می دهد بیزاری و رهایی از کرزی به هر قیمت نیز خطرناک است"اما خطر در زمینه هم واضح است. تلاشهای وقت گیرنده در راستای سیاست های جاه طلبانه ویا اینکه هر کی در قدرت بیاید قابل قبول است، اما نه کرزی می تواند باعث یک خطر بزرگ شود."

خدا بگیرد خودته که من بگیرم جایته